کيست انسان ؟
فرهنگ زمان در بيزمان
اولين بيان در رابطه انسان با انسان لخت و عريان و ندائي از آسمان و در کلامي پنهان بود .
خلايي درنهايت توان سرد و جوشان و به حد اقل طول خون سرخ روان بي بيان بي نگاه بي حرکت بي جا و مکان بي جرم دور و نزديک به همگان و در سکوت زمان به ذره اي تکان اين جهان من است و در من است روان
دو گوي ازدو سوي ياد آور دو نيروي مادي و مينوئي يا نمودار دو جهان تن و روان است .جهان تن يا جهان آفرينش که انسان براي زيستن و از بخشش زندگي بهرهمند شدن بدان نيازمند ميباشد .جها ن روان يا جها ن مينوئي که آدمي را در زندگي راهنمائي ميکند واز رسا انديش و فرهنگ و دانش و براي بهرهمند شدن از زندگاني ياري ميبخشد , اگر کسي به نماز و نيايش پردازد واز پرورش دادن و نيرومند ساختن سازمان تن کوتاهي ورزد به راز هستي بخش پي نمي برد و از زندگاني شادي بخش بهره نميگيرد براي همين است که نيرو يا هر دو جهان را در برابر هم ميگذاريم وهردورا در زندگا ني کارگر و سودبخش ميدانيم و به ميانهروي اندرز ميدهيم د م شاهين , مراتب پيمودن کامل نيروي بدني و تندرستي براي رسيد ن به پايگاه شگفتيها و راز و رمز قدرت انسا ني است درسينه فراخ شا هين دليري است و از چند فرازمان گويا سخن ميگويد : در دليري دليرترينم , درپيروزي پيروزترينم , درفروشکوه باشکوهترينم , همه دشمنا ن را شکست ميدهم همه ديوخويان و فريبکاران را نابود ميکنم . دو بال گشوده شاهين, پرواز آدمي بسوي بلندي و فرازمندي است و هر کدام از اين دو با ل را به سه آماج بزرگ تقسيم ميکنيم . نيک انديشي –راستي و درستي و پاکي و پارسائي - نيرومندي انديشه - رساي سودبخش - رسائي وآسايش وخوشبختي درکار و کوشش و ورزش و فرهنگ و دانش –و واپسين پايه را پايه جاوداني انساني ميخوانيم . گوي سر شاهين نمودار چرخ زندگي يا زمانه بيکران است که آ دميان در درون آن جاي گرفتهاند و سرگرم جنبش و کوششاند و راز هستي بخش را ميجويند .![]()

